امام علي ( ع ) :
اگر پنج خصلت نبود ، همه ي مردم جزو صالحان مي شدند : قانع بودن به ناداني ، حرص به دنيا ، بخل ورزي به زيادي ، رياكاري در عمل و
خود رأيي.
تاکنون:23384
بازدیدهای امروز:12
بازدیدهای دیروز:24
تعداد بازدیدها از این مقاله : 215 بار
شهاب سنگ ها

برخورد اجسام آسمانی به سطح زمین
برخورد اجسام آسمانی به زمین فاجعه ای در مقیاس وسیع و جهانی محسوب نمی شود. در دوران اولیه تکامل ، یعنی بیش از چهار میلیارد سال قبل ، زمین در معرض بمباران شدید اجسام آسمانی قرار داشت که تقریبا تمامی آثار آن از بین رفته است. در روی کره ماه آثار برخورد این اجسام به به علت فقدان آب و هوا در ماه همچنان باقی مانده که با نگاهی از زمین به قرص ماه ، به منزله چهره یک " انسان در ماه " به نظر می رسد.
حدود 200 مورد از برخورد اجسام آسمانی به سطح زمین شناخته شده است. از جمله آثار برخورد این اجسام به زمین گودالی است در ایالت آریزونا در آمریکا با دهانه ای به قطر 5/1 کیلومتر و گودال دیگر که به مراتب بزرگتر از آن است و Nordlinger Ries نامیده می شود که نتیجه برخورد شهابسنگ به زمین در حدود 32 میلیون سال قبل می باشد. این آثار ناشی از برخورد اجسام آسمانی به سطح زمین هر چه جوان تر باشند ، بهتر باقی مانده اند ، مانند گودالی پوشیده از تپه های ماسه ای به نام Red Ridge ( حاشیه قرمز ) در صحرای نامیب در کشور نامیبیا که3 میلیون سال از سن آن می گذرد.
چنانچه اجسام آسمانی به دریا برخورد کنند ، می توانند توفان تسونامی به وجود آورند. تأثیر اصابت اجسام آسمانی بر روی خشکی در مقایسه با برخورد آنها به دریا می تواند به مراتب محدودتر باشد ، مانند گودال های مذکور در آریزونا و Red Ridge. اصابت شهابسنگ در Nordlinger Ries در جنوب آلمان اثرات گسترده تری به همراه داشت. این برخورد در غرب آلمان به وقوع پیوست و اثرات ناشی از آن تا Bohmen در کشور چک ادامه یافت.
برای تشکیل توفانی به مقیاس توفان نوح در کتاب مقدس ، می بایست جسمی با ابعادی آنچنان عظیم به دریا برخورد می کرد که به استثناء اصابت شهابسنگ Chicxulub در منطقه شبه جزیره یوکاتان در مکزیک ، به مراتب بزرگتر از همه برخوردهای اجسام آسمانی به زمین باشد که تا کنون شناخته شده است. اصابت شهابسنگ Chicxulub به عنوان یک جسم آسمانی بزرگ با قطر حدود 10 کیلومتر به زمین در 65 میلیون سال قبل در پایان کرتاسه صورت گرفته و کراتری به وجود آورده که قطر دهانه آن بالغ بر 300 کیلومتر بوده و 17 تا 20 کیلومتر عمق داشته است. برخورد این جسم آسمانی به زمین سبب تخریب لیتوسفر تا عمق 45 الی 60 کیلومتر شده است.
ابن کراتری در حال حاضر به وسیله رسوبات جوانتر پوشیده شده و تنها از طریق حفاریها و آزمایشات ژئوفیزیکی قابل اثبات می باشد. این واقعه یکی از بزرگترین رخدادهای برخورد اجسام آسمانی پس از پایان بمباران آغازین زمین به وسیله شهابسنگها در 4 میلیارد سال قبل در منظومه شمسی بوده و بزرگترین کراتر شناخته شده ناشی از برخورد یک جسم آسمانی به زمین به شمار می رود. در اثر این برخورد جسم آسمانی به زمین ، تغییرات جوی در سراسر زمین طی سالهای متمادی ایجاد شده که ناشی از انتشار عظیم غبار سنگها و آب در جو زمین بوده و به دنبال آن انواع متعددی از جانوران ، نظیر دایناسورها ، از بین رغتند.
با توجه به این واقعه که کریستن تولمان و الکساندر تولمان در ارتباط با برخورد یک جسم آسمانی از جنس سنگ و یخ به نیمکره شمالی ، رأس ساعت 3 صبح در 23 سپتامبر در حدود 9545 سال قبل ، به نظریه پردازی پرداختند. این جسم آسمانی باید قبل از برخورد به زمین هفت قطعه شده و همه آنها به دریا فرو ریخته باشند. با وجود مطالعه دقیق در کارهای تولمان ها هیچگونه نشان قانع کننده که دال بر وقوع این واقعه در تاریخ مذکور باشد ، کشف نشده است. این رویداد با این ابعاد می بایست با رخدادی که در پایان کرتاسه به وقوع پیوست ، قابل مقایسه باشد.
در ارتباط با برخورد اجسام آسمانی به زمین در 65 میلیون سال قبل دلایل و مدارک علمی بسیاری در دست می باشد. معذالک همانطور که پاسخ دویچ و همکاران ( 1994 )به مقالات تولمان ها نشان می دهد ، هیچگونه سند علمی برای رخداد قابل قایسه با واقعه 9500 سال قبل ، وجود ندارد. قدر مسلم اینکه نقطه نظرات تولمان ها در نزد طرفداران خلقت و مفسران کتاب مقدس ( تورات ) با استقبال زیاد مواجه شده است. از برخورد یک جسم آسمانی به زمین با این ابعاد در حدود 10000 سال قبل ، یعنی پس از آخرین دوره یخبندان و آن هم زمانی که برای آن شناخت جامع و دقیق زمین شناسی در دست می باشد ، می بایستی به طور واضح نشانه هایی در رسوبات و ساختارهای پس از دوره یخبندان به جای مانده و یا گزارش شده باشد. بدین جهت می توانیم این تئوری را با اطمینان خاطر به کنار گذاشته و با اتکاء به داده ها و نظریه های علمی به پدیده ها و زمینه های زمین شناسی مربوط به توفان نوح بپردازیم.